X
تبلیغات
رایتل

نفس سبز

اگرخارم اگر خاشاک نکن کاری بسوزانم تن خشک وجودم را.کشم شعله زنم آتش همان دستی که خشکانیدتمام سبزی من را...

عیدانه!

دوشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1390 06:22 ب.ظ نویسنده: نفس نظرات: 8 نظر چاپ

با سلام و آرزوی توفیق برای همه ی دوستانی که در مسیر معینی از زندگی گام برمی دارند و به گونه ای شفاف تر اینکه هدفمند زندگی می کنند .سال 89 ...

با سلام و آرزوی توفیق برای همه ی دوستانی که در مسیر معینی از زندگی گام برمی دارند و به گونه ای شفاف تر اینکه هدفمند زندگی می کنند .سال 89 را نیز با همه ی تلخی ها و رنج ها و شادی هایش به پایان رساندیم و مجددا فرصتی دوباره یافتیم تا تحویل و تحولی جدید را دگرباره تجربه نماییم.

یاران جان و دوستان مهربان،با اینکه هرگز قصد ندارم سخنی سرخ را بگدازم و گدازین زبان از کام بیرون برانم،اما باید بگویم که سال پیش سالی سراسر اندوه بود از برای من و من های دگر چون من.بی هیچ غرضی تنها می خواهم اشارتی داشته باشم بر دلهره هایی که بی هیچ تفاوت فکری بر دل هر ایرانی بنشست و او را در مسیر خویش تلو تلو خوران به پیش برد.  هیچ قیاسی چه از راست و چه از چپ! و یا مذهبی یا کمونیست و لائیک و لیبرال.تنها و تنها کسانی را آرام دیدم که نگاهشان و خط سیر دیدگاهشان یک نقطه را دنبال می کرد و آن جایی نبود جز محلی که نئش این آب و خاک بدانجا بر زمین فتاده است.

پس حق است اگر بگویم همگان مضطرب و پربیشان حال بودند و نیک می دانیم در هنگامه ی نبرد دو احساس همیشه در طول تاریخ وجود داشته است.اضطراب و آرامش؛بدون شک هیچ عقل سلیمی تصدیق نمی نماید که قوی ترین لشگرها نیز در مقابل ضعیف ترینشان آرامش دارند و بی هیچ دلهره ای در کشاکش نبردند.و اما آرامش در کجاست؟ این سکون و انتظار نظاره گر را تنها در جایی می توان مشاهده نمود که آتشی که بر جان این دو دسته  که مالآمال از دانایان و نادانان هستند فکنده اند از آنجاست و می توان نزد کسانی آرامش یافت که خود خواهان این منازعاتند و با هیجان تمام و چشمانی برق افتاده آخر ماجرا را می پایند.

هان ای عزیزان این چگونه سالی بود که بدین گونه گذشت و ما در کدامین این اطراف بودیم؟گروهی خود را سبز نامیدند و دل بر شهادت بر راه وطن خوش داشتند و گروهی نیز خویشتن را مجذوب ولایت و جان بر کف شهادت!

و عجیب است که در تمامی این تجارب طی اعصار متمادی همه ی کشته شدگان بر حقانیتند و  هیچ وجدان بیداری از هیچ سو زبان بر اعتراف به خطا نمی گشایند و هماره خویش را بر حق مطلق می دانند.وه که شیطان لعین چقدر علاقمند است بر ما حس اطلاق ببخشد و ما را بر مرکب تکبر بنشاند بی هیچ اینرسی خاصی که انگار نه انگار که رخش پندار تازانیم و ندانیم که به کجا چنین شتابان!

سال جدید در پیش است و هزاران وعده ها و هزاران بیم ها و امیدهاست و اصلا مهم نیست که ما در کدام سوی این کارزاریم.آنچه اهمیت خویش را هرگزبی هیچ خودنمایی به رخ همگان عاقل می کشد مام میهن و سرنوشتش است.نمی دانم چه بگویم که حق مطلب ادا شود ولی نیک می دانم که کل ساکنین این طیف ملون همگان بر راه این مملکتند و شاید نمی دانند که را از چاه کدام است و شاید می دانند و بر مرکب عصبیت و جهل سوارند.

یاران جان بیاییم معامله گری را به گوشه نهیم و دل بر کنه حقیقت وامدار نماییم و بدانیم اگر خویش خدای خویشتن خویش بودیم بر خود چگونه می نگریستیم و بر خود چه حکمی صادر می کردیم.بیاییم دل را و نهان جان را که ریشه در خاک حاصل خیز الهی دارد به دور از جذابیت ها و به دور از تعصباتی که شاید ریشه در نقالی ها و روات دارد بیش از این و بیش از پیش آبیاری نمایم تا این شجره ی طیبه سر بر آسمان حقیقت و صداقت و پاکی بکشد و  با افتخار تمام ایران و ایرانی اسوه ی پاکی و انسانیت و رشد و جلا باشد.

بیاییم تملق نسبت به دیگران را از زبان بر کنیم و به جای توصیفات مقام انسانیت در فلان بلاد و فلان ممالک و اینکه آنجاها اینگونه قیمت دارد انسان،خویش بر قیمتی بودن خویش بیاندیشیم و از هم اکنون تصمیم به سپاس از خویشتن بگیریم و خویش های دگر نیز معظم بداریم بی اینکه از وی بپرسیم اسمت چیست؟ رسمت چیست؟دینت چیست و آیینت؟همین بس که بدانیم انسان است و انسانها را دوست می دارد و آزادی را تا جایی آزادی می پندارد که بر حریم آزادی ما وارد نشود.

در سال جدید جدید شویم و جدید ببینیم.

یا حق!

start mp3 download from belly

world music mp3