نفس سبز

اگرخارم اگر خاشاک نکن کاری بسوزانم تن خشک وجودم را.کشم شعله زنم آتش همان دستی که خشکانیدتمام سبزی من را...

خدایا!

یکشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1392 12:44 ق.ظ نویسنده: نفس نظرات: 3 نظر چاپ

گفتم : خدا آخه این همه سختی ؟ چرا ؟

گفت : * ان مع العسر یسرا *


" قطعا به همراه هر سختی آسانی هم هست. " (شرح/6)


گفتم : واقعا ؟


گفت : * فان مع العسر یسرا *


" حتما به همراه هر سختی آسانی هم هست. " (شرح/7)


گفتم : خوب خسته شدم دیگه ...


گفت : * لا تقنطوا من رحمة الله *


" از رحمت من نا امید نشو . " (زمر/53)


گفتم : انگار منو فراموش کردی ؟


گفت : * فاذ کرونی اذکرکم *


" منو یاد کن تا تو رو یاد کنم." (بقرة/152)


گفتم : تا کی باید صبر کرد؟


گفت : * و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبآ *


" تو چه می دونی ! شاید موعدش نزدیک باشه " (احزاب/63)


گفتم : تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچک، خیلی دوره! تا اونموقع چکار کنم؟


گفت : *و اتبع ما یوحی الیک واصبرحتی یحکم الله *


" کارهایی رو که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خودم حکم کنم. (یونس/109)


ناخواسته گفتم : الهی و ربی من لیغیرک


گفت : * الیس الله بکاف عبده *


" من هم برای تو کافی ام " (زمر/36)


گفتم : تو خدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچیکه ... یک اشاره کنی


تمومه!


گفت : *عسی ان تحبوا شیئآ وهو شرّ لکم *


" شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه! " (بقرة/216)


گفتم : خدایا بعضی ها خیلی طعنه می زنن !!


گفتی : * و ذر الّذین اتّخذوا دینهم و لعباً و لهواً و غرّتهمُ الحیاةُ الدّنیا .... *.


" رها کن کسانی را که دینشون را به مسخره و بازیچه گرفته ان و زندگی دنیا اون ها را


فریب داده " (70/انعام)

start mp3 download from belly

world music mp3